وبلاگ پیپ قرمز،شعر

پیپ قرمز شعبه معبه ندارد و الاغی هم که به اسم یک الاغ دیگر کامنت می گذارد ، گهی نیست
الاغ مزبور به نام های گوناگونی کامنت می گذارد و با آدرسی غیر ازین وبلاگ، آن کامنت ها را پاک کنید

   البسامید ! فی المنظور التقاریر !   

 

 

یکی گفت ( می گوید ) چرا به-روز ( همان بهروز خودمان- گوسپند معروف ) نمی شوی ( یید ) یکی چرا نمی نویسی ( یید )

نوشتن اگر منظور همان ( همین! ) آشغال-نویسی باشد ( که به سرمایه ی خود یا تاجری به نام ناشر... یا ناشری با مفهوم تاجر ) باشد ... الاستفراغات فی الابیاض الکاغذیه ... لطفن همگی از مخرج عدا!!!‌شود ) همان بهتر ( بیخ تر ) که جفت-چلاق-دست باشد آدمی...

اما اگر به لحاظ پاتولوژیک نوشتن همان درد باشد یا از دید کنار-فلسفی رد اندیشه ( یا حداقل انِ آن اندیشه ! ) و با زجر زیباشناختی مانند منی ( بله همان منی تمامی پستانداران به-ویژه اشرف شان آدمیان )  با احساس تمام و آرام در بیخ کمر کاغذ چکه-چکه جهان خودت را - حداقل- تر کند شرمنده ... فعلن حشره اش نیستیم... ( با یاد ژنرال ابوسعید ابالخیر ... مد یا قدس فلاناته و بیساراته )

همان بهتر که در دوزخ برندم با گنه-کاران ...

 


لینک
جمعه ۱ مهر ،۱۳٩٠ - پیپ قرمز

   ...   

 

پیش نویس: گزارش دو سرقت ادبی ! ( کلیک کنید ) ...

آیا بهار از جایی شبیه به ماه ارسال می شود؟

آیا بهار ارسال می شود؟

آیا بهارمی شود؟

آیا می شود؟

 

 

از بهار

چیزی شبیه به از ماه ارسال می شود!

 

ربطی هست

پیش بهار

و کهیرهای روی زمین از روی ماه

 

 

جواب      می رود

 

زیر سوال

انگشت اش به اشاره

آسمان؛

 

لینک
سه‌شنبه ٢ فروردین ،۱۳٩٠ - پیپ قرمز

   رای رایحه   

این یک کار چندسال-پیش است ... کمی تصحیح ... کمی بازنگرش ...

برای وقتی که بهار حتا خم نمی شود برای در-من-شدن با آن قامت بالایش ...

---------------------------------------------------

چه قدر می خوابم ،

انگار در می زنند

انگار چای از حرص بوسه شدن

جوش می زند

انگار ابر با آن هیکل گنده اش

نرم تر است

از لحاف

که جنس ابر است


انگار زمستان قدش

تنها چند آنگستروم بود

آن زمستان تنها


چقدر می خوابم؟

انگار پلک هایم مردمک شده از نور

انگار از آسمان نسیم می بارد

از زمین آسمان

انگار بهار مسری شده

از پستان هایش سیر،

ریسه می رود


گلفروش انگار

پشت قرمزی چراغ

یک هفته ای هنوز حمام نکرده

تا گل ها تازه-تازه بخندند.


انگار خواب

تا دسته اش ، رویا شده

انگار ما چند نفر

چند نفر، بیشتر نیستیم


زیر پوست ام انگار

روی بیولوژی سلول ها

بهار، بی خیال خیمه می زند


دراز کشیدی

انگار تابیدار یت

بیدار بودم بیدارت.

 

 

 

لینک
سه‌شنبه ٢ فروردین ،۱۳٩٠ - پیپ قرمز

   « میان دو پلک »   

بالای دست هایی ست

بالا دست هایی ست

بالای دست هایی که بالاست

بلا از ارتفاع دست ها فرو می ماند

فرو می افتد بلا از ارتفاع بالایی

که دست ها می سازند...

لینک
جمعه ۸ بهمن ،۱۳۸٩ - پیپ قرمز

   بیژن الهی مرد؟!   

بیژن الهی

مرده مردی ست

مردی که

در مسیر چروک های چین اش

تلخ می رسد

روی لختی شاخ های شاخه ای

که از تلخی

 

تو را دیر می کند...                                           پیپ قرمز

 

لینک
دوشنبه ٢٢ آذر ،۱۳۸٩ - پیپ قرمز

   ...   

در برف                سکوت

در سکوت                         برف

گام­ها بر برف

سکوت را می­ خراشد             

منظره می­ چرخد

چرخی به­ سوی منظره می­ چرخد

سو می­ چرخد

و منظره در فاصله می­ ماند

در فاصله ­ای که دور دور است

 

پنهان، نگاهی­ ست که آشکار نیست

آشکار، پنهان در نگاهی­ ست

در نگاهی که در آشکار، پنهان است

همدیگر در یکدیگر گم می­­ شود

اندامی در دور پیدا

 

 

لینک
سه‌شنبه ٢٥ خرداد ،۱۳۸٩ - پیپ قرمز

   «زوزه» آلن گینزبرگ- برگردان از «اطلس ادبیات بیت»   

Encyclopedia of Beat Literature

Encyclopedia of beat literature / edited by Kurt Hemmer; foreword by Ann Charters; afterword by Tim Hunt

ISBN 0-8160-4297-7

“Howl” Allen Ginsberg (1956)

زوزه (Howl)­ی آلن گینزبرگ (Allen Ginsberg) ابتدا در کتاب howl and other poems چاپ شد. زوزه شناخته­شده­ترین شعر نسل بیت (Beat Generation) است. به­همراه شعرهای on the road جک کروآک (Jack Kerouac) و naked lunch ویلیام اس بورو (William S. Burroughs)، به زوزه­ی گینزبرگ به­عنوان یکی از اصلی­ترین آثاری که نسل بیت را آغاز نمود نگریسته می­شود.

در 17 اکتبر 1955 گینزبرگ اولین بخش این شعر را در گالریی که امروزه به Six مشهور است در سانفرانسیسکو در کنار کنیث رکسروث (Kenneth Rexroth)، گری اشنایدر (Gary Snyder)، مایکل مک­کلور (Michael Mcclure)، فیلیپ والن (Philip Whalen) و فیلیپ لامانتیا (Philip Lamantia) خواند. این خوانش از سوی منتقدان رخداد اساسی­یی تلقی شد که به­صورت نیرویی ادبی، رنسانس شعری سانفرانسیسکو را آغاز کرد، بازنگری زیبایی­شناسی نقد نوین که موافق شعر رهای آوانگارد بود.

به­نظر می­رسد پس از خوانش در گالری Six جایگاه خلاقانه­ی شعر امریکا از شرق به مرزهای غرب جابه­جا شد و منتقدانی مانند ریچارد ابرهارت (Richard Eberhart) را برانگیخت تا در سال 1956 بنویسند: "این روزها کرانه­ی غربی سرزنده­ترین نقطه­ی کشور در شعر است. تنها در این جا است که یک جنبش گروهی پویا از شاعران جوان وجود دارد". ماده­ی خود-شرح­حال­نگاری زوزه نیز با کمک به تولد جنبش اعتراف­گری در شعر امریکا اعتبار یافت.

در سال 1957 رابرت لوول (Robert Lowell) یکی از نخستین افراد از جمعی که می­توان آنها را با نام اعترافگران (Confessional) شناخت پس از گذراندن مدتی در کرانه­ی غربی اشاره کرد که موضوع شخصی زوزه تاثیر شگرفی بر او داشت و او را برانگیخت تا آغاز به «نوشتن سطرهایی به شیوه­ی جدید» کند- موضوعی که حاصل آن مطالعات زندگانی (Life Studies)  شد که یکی از مهمترین کتاب­های شعر در مکتب اعتراف است.

قهرمان شعر گینزبرگ ارزش­های اجتماعی، مذهبی و جنسی فرهنگ سرمایه­داری امریکای پس از جنگ جهانی دوم را پس می­زند. گینزبرگ تیره­بختی آنها را به دید هنری­ روحی­یی پیوند می­زند که جنبشی را در شعر از رنج به رستگاری می­آفریند. بخش I این شعر یک سوگنامه برای آنهایی­ست که زندگی آنها از سوی جامعه، مذهب و سیاست محدودسازی جنسی امریکای جنگ سرد تباه شده است.

گینزبرگ می­نویسد که « آنها برترین اندیشه­های نسل من هستند» و « به­وسیله­ی جنون» در کوشش­شان برای زندگی با این ساختارهای محدودکننده تخریب شده­اند. استفاده­ی گینزبرگ از آنافورا (تکرار واژه در سطرهای پی­درپی)ی پی­درپی که با الهام از خوانش او از والت ویتمن و پس از آن در شغل او به­عنوان یک مدل برای شرکت­اش در خوانش سرودهای بودایی بود، به این بخش نخستین، حس یک آواز مناجاتی یا ورد را می­دهد. بعدتر او گفت که این نیایش که با تکرار who در آغاز هر سطر پایه­گذار می­شود بخشی از کوشش او برای «سخن­گفتن آزاد بیان احساسی» بود- تا به آنها که از سوی رسوم فرهنگی امریکای جنگ سرد خاموش شده بودند، آوا بدهد. 

گینزبرگ عبارت گفتار-تنفس­-تفکر (one speech-breath-thought) را برای آن ابداع کرد که ابتدا و انتهای هر کدام از این سطرها یا بندها با نفس­گیری شاعر مشخص می­شود. با این روش، شعرورزی one speech-breath-thought در زوزه سرآغاز یک تاکید در تمام عمر شاعری برای بیان موسیقی تری­یاد (triad) بودایی بدن-گفتار-اندیشه در شکل و محتوای شعرهای او شد.

72 سطر آغازین بخش I با احضار روح کارل سالومون، الهام­بخش شعر به بالاترین کران خود می­رسد که گینزبرگ زمانی را با او در سال 1949 در موسسه­ی روان­درمانی پرزبیتاری (Presbyterian) کلمبیا سپری کرد و او شمایل اصلی در بخش III شعر است. شاعر  در سطر 73 می­نویسد “[A]h Carl,” چنانکه گویی نفسی می­کشد “while you are not safe I am not safe and now you’re really in the total animal soup of time.” . بخش II با تصویری از آنچه شعرشناسی بیت دانسته می­شود پایان می­گیرد: یک la Cézanne برای آفرینش “incarnate gaps in Time & Space through images juxtaposed,” و برای پرداخت به “recreate the syntax and measure of poor human prose.”

بخش II به ملوک (Moloch) بازمی­گردد، خداوند کنعانی که والدین­اش فرزندان­شان را آتش ازخودگذشتگی سوزاندند- که در زوزه به­صورت ایثار نسل گینزبرگ در برابر انبوهه­ی ارتشی-صنعتی جنگ سرد بازآفرینی می­شود. در زوزه ملوک به­شکل شمایلی  از "زباله­دانی­ها و دلارهای دست­نیافتنی" و "جوانانی که در ارتش­ها ضجه می­زنند" برای بیان آثار فیزیکی و روانی سرمایه­داری گریزناپذیر پس از جنگ هستی می­یابد. او آفرینه­ای است "که روح­اش الکتریسته و بانک­ها هستند". برای گینزبرگ روان امریکا "کاملاً ماشینی" است که برای ملوک انبوهه­ی ارتشی-صنعتی می­زاید و جنگ­افزارش جهان را می­تواند ویران سازد.

بخش II به­شکل آوا-و-پاسخ بین گوینده­ی شعر و سالومون پایه­ریزی شده است. این­دو در بخش III در آسایشگاه روانی «راکلند» (Rockland)  با نام راکلند طنین خشکسالی (Rockland echoing the dry) گرفتار شده­اند. سالومون شمایلی برای فرهنگ متضاد پس از جنگ است، آنها که به برهان بسته به حس امریکای صنعتی بی­اعتمادند و به­خاطر ناتوانی­شان در همرنگ­شدن دیوانه به­شمار می­آیند. دیوانگی فرضی آنها از نظر گینزبرگ در شعر نشانه­ای از سلامت روحی آنها است. آنها در بخش I با “the madman bum and angel beat in Time” نمود می­یابند و در بخش II با ملوک نابود می­شوند.

در بخش III آنها دوباره در مکالمه­ای مکاشفه­ای که به بینش گینزبرگ از رستگاری در سطر پایانی شعر می­رسد سخن می­گویند. ضمیمه­ای بر شعر که با نام “Footnote to Howl,” منتشر شد که این پالایش بینشی را بزرگ می­دارد که به­دنبال این سطرهای نهایی زوزه می­آید.

در نتیجه­ی تخیل صریح همجنس­گرایانه و ناهمجنس­گرایانه­ی شعر، در سال 1957 در امریکا ماموران بازرسی کپی­های کتاب Howl and Other Poems  را که در آن این موارد بود جمع­آوری کردند و کوشش کردند ناشر گینزبرگ لارنس فرلینگتی (Lawrence Ferlinghetti) و فروشنده­ی کتابفروشی City Lights را به جرم منافی اخلاق عمومی متهم کنند.

نه نفر از جامعه­ی ادبی سانفرانسیسکو به نفع اهمیت ادبی این شعر شهادت دادند؛ دادخواهی با دو شاهد پاسخگویی شد. بعدتر در همان سال قاضی کلایتون هورن (Clayton Horn) حکم صادر نمود که کتاب به­دلیل «توجیه ارزش اجتماعی»، «منافی اخلاق عمومی» نیست، حکمی که به­عنوان نقطه­ی عطف قضاوت در موضوع بیان هنری در قرن بیستم به آن اشاره می­شود.

Bibliography

Breslin, Paul. The Psycho-Political Muse: American Poetry since the Fifties. Chicago: University of Chicago Press, 1987.

Ehrlich, J. W., ed. Howl of the Censor. San Carlos, Calif.: Nourse Publishing Company, 1961.

Ginsberg, Allen. Howl: Original Draft Facsimile. Edited by Barry Miles. New York: HarperCollins, 1986.

Hyde, Lewis, ed. On the Poetry of Allen Ginsberg. Ann Arbor: University of Michigan Press, 1984.

Portugés, Paul. “Allen Ginsberg, Paul Cézanne and the Pater Omnipotens Aeterna Deus.” Contemporary

Literature 21 (Summer 1980): 435–449. Raskin, Jonah. American Scream: Allen Ginsberg’s ‘Howl’ and the Making of the Beat Generation. Berkeley: University of California Press, 2004.

Trigilio, Tony. “Strange Prophecies Anew”: Rereading Apocalypse in Blake, H.D., and Ginsberg. Madison, N.J.: Fairleigh Dickinson University Press, 2000.

Tony Trigilio

لینک
یکشنبه ٥ اردیبهشت ،۱۳۸٩ - پیپ قرمز

   دهان در تیغ   

پیش-نوشت: لاکپشت عرق نمی کند ... حلزون همیشه خیس است... پیپ قرمز

آسمان به دنبال بال می­گردد

بال به دنبال آسمان

جایی که تقاطع قطع می­شود

 

درازی دست از مستی

مستی     دستِ درازی از

تا آسمانِ به­دنبال

باد زمینه­های زمینی را زمین­گیر می کند

می چرخد با رقص زمان

به رقص با زمان

زمان رقصانِ ناسلانه

 

زمانی که می­ایستد

زمانی که عور می­شود

زمانی که ایستاده عور می­شود

زمانی که زمانی زمانی بود به­لحظه

در وسط است

بهار

عور طبیعی­ست تن­اش

مانند طبیعتِ عور

طبیعت تن

تن

ن

 

اینک اندک نیست

نزدیک طعم­اش را در درون دور می­گذارد

دور دور می­شود

طعم نزدیک

به طعم نزدیکی

 

جایی پایی جاپایی گذاشت

جایی پایی جا پای جاپایی گذاشت

جایی جاپایی پا شد جایی که پایی جا پای جاپایی گذاشت

از مفهوم زمان دور شد

از ترس گم­شدن

گم شد از مفهوم زمان

 

 

 

لینک
چهارشنبه ٢٦ اسفند ،۱۳۸۸ - پیپ قرمز

   تفاوت (ناهمسانی) (Difference)   

پیش خوانی: آزادی فرصت کوتاهی است برای نوشیدن یک لیوان آبجو!

مفهومی که از جبر (necessity) سیاسی گرفته ­شده است که می­پذیرد گروه­بندی­های گوناگون ( جامعه­ی مونث، جامعه­ی سیاهپوستان و جامعه­ی هم-جنس-بازان مونث) نه­تنها از معیار ناهمگونی جنسی سفیدپوستان که از سوی اندیشه­ی روشنگری تایید می­شود متفاوتند بلکه درون خودشان هم تفاوت دارند: مثلن زنان ممکن است از طبقه­ی متوسط یا کارگر ، سیاهپوست یا مکزیکی­تبار، یا پیرو س­­-ک­-س متعارف هم-جنس-باز­ یا پیرو هردوی آنها یا هر ترکیبی از هر مجموعه از این ویژگی­های باشد.

همچنین مفهوم آن در زبانشناسی سوسور و نقادی ساختارگرا به­گونه­ای مفهوم می­دهد که نه ذاتی یک کلمه است و نه، تنها از طریق ارجاع به یک Signified یا اُبژه ایجاد می­شود بلکه در و از طریق رابطه­ی متمایزکننده به دیگر signifier ایجاد می­شود.

لینک
پنجشنبه ۱٠ دی ،۱۳۸۸ - پیپ قرمز

   مدرنیسم   

این عبارت به فرهنگ ادبی، هنری و عمومی نیمه­ی نخست قرن بیست­ام اشاره دارد. مدرنیسم با روی­بَرتابی آن از سنت­های ادبی پیشین به­ویژه سنت­های اواخر قرن نوزدهم و جامعه­ی بورژووا (در اصل به مفهوم شهروند شهر قرون وسطایی است) مشخص می­شود. افزون­بر این، مدرنیسم دربردارنده­ی دیدگاه هستی­گرایی (اگزیستانسیالیسم) از جهان است، مدرنیست­ها اسطوره را به­عنوان ابزاری از سازماندهی قراردادی فراکاوی می­کنند.

لینک
جمعه ٢٩ آبان ،۱۳۸۸ - پیپ قرمز